چطور ثروتمند شویم بدون اینکه سخت کار کنیم

واقعیت این است که تمامی موجودت زنده روی کره خاکی یکسری آرزو ها و خواسته هایی دارند

فقط کافیه یه نگاه به اطراف خودتان بیاندازید

ما انسان ها هم بخشی از موجودات زنده روی این کره خاکی هستیم

اما یک تفاوت و یا بهتره بگم برتری بسیار فاحش نسبت به سایر موجودات داریم

و آن قدرت تعقل و تفکر است.

ما می توانیم مشاهده کنیم ؛ تحقیق و جستجو کنیم ؛ تفکر کنیم و موضوعات را تحلیل کنیم و در نهایت تصمیم بگیریم

زمانی که یک نوزاد در خانواده ای به دنیا می آید

همانند یک لوح سفید و یا بهتره بگم یک بوم نقاشی سفید است

و به مرور زمان که رشد می کند اطرافیان او که همان خانواده اش باشند

اولین خطوط را بر روی آن بوم نقاشی رسم می کنند

در واقع این خانواده است که طرز تفکر و خط زندگی هر فرد را

در همان سنین کودکی تا نوجوانی مشخص می کند و راه و رسم زندگی را در باطن آن می کارد

چطور ثروتمند شویم بدون اینکه هر روز سخت کار کنیم ؟

چطور ثروتمند شویم بدون اینکه سخت کار کنیم

قبل از اینکه به این سؤال جواب دهم این سناریو نسبتا واقعی و پر تکرار را که شاید بسیار در اطرافتان

و یا حتی در خانواده خودتان هم مشاهده کرده باشید تصور کنید :

نوزادی در یک خانواده با سطح مالی متوسط یا ضعیف که پدر خانواده کارمند یا کارگر است

به دنیا می آید نام نوزاد قصه ما را حسین می گذارند او همانند سایر هم دورانی هایش

به مدرسه رفته و یکی یکی دوره های دبستان ؛ راهنمایی ؛ دبیرستان را می گذراند

و در این مدت پدر وی هر روز صبح سحر خون از خانه بیرون رفته بسیار سخت کار کرده و

به قول معروف بوق سگ به خانه بر میگشه تا بتواند لقمه ای نان حلال بدست بیاورد

تا شرمنده زن و بچه اش نباشد و حسین آقا که حالا پانزده سال دارد

بتواند بدون هیچ مشکلی هر سال درس بخواند و به مراحل بالاتر دست پیدا کند

و هر سالی که می گذرد چندین چین بر پیشانی پدر و مادر حسین افزوده میشود

و با وجود این همه زحمت و تلاش پدر خانواده هیچ وقت زندگی آن ها در حد عالی نبوده

و همیشه یک جای زندگی آنها می لنگید

و همش چیزی بود که بگویند آن را ماه بعد می خریم الان پول نداریم

با همه این سختی ها و هزینه های سرسام آور بالاخره حسین قصه ما دانشگاه قبول میشود

و چهار ساله در دانشگاه تحصیل کرده و با مدرک لیسانس فارغ التحصیل می شود

بماند که چقدر پدر و مادرش از شکمشان زدند تا بتوانند خرج هر ترم آن را بدهند

البته او هم اصلا کم نگذاشت و قدر زحمات آن ها را دونست و با بهترین معدل فارغ التحصیل شد

و پدر و مادر بسیار شاد مان بودند که تلاش و زحمات انها نتیجه داده است

و پسرشان لیسانس با معدل عالی گرفته است

حسین الان حدودا بیست و دو یا سه سال دارد و عازم خدمت سربازی می شود و پس گذراندن

این دوران برگشته و دنبال کار دولتی یا حداقل کار در یکی از شرکت های خصوصی می گردد

تا بالاخره در یک اداره کار پیدا می کند با بیمه و مزایا ؛ استخدام شده و کارمند آن اداره می شود

و فردای آن روز او همانند پدرش هر روز صبح سحر خون از خواب بیدار می شود و بوق سگ به خانه بر می گردد

تا پول حلال بدست بیاورد و شرمنده زن و بچه اش نباشد.

در داستان بالا همه چیز عالی و در بهترین حالت و کمترین زمان خود در نظر گرفته شد

حال سوالات بسیار مهم که ذهن من را در گیر میکند این است که :

اگر پدر حسین یک کار آفرین بود که از صفر شروع کرده

و زمان تولد فرزند اش یک زندگی با درآمد عالی همراه با رفاه و آسایش داشت

آیا سرنوشت حسین جور دیگری رقم نمی خورد؟

آیا او باز هم بالاترین سطح موفقیت خودش را استخدام در یک اداره دولتی

و رسیدن به شغل کارمندی می دانست ؟

حدود ۹۹ درصد از خانواده هایی که با حقوق کامندی و کارگری امرار معاش می کنند.

از زمانی که فرزندشان به دنیا می آید

هر روز که فرزند آن ها چشم باز می کند و تا زمانی که دوباره چشمانش را می بند :

پدرش را می بیند که صبح زود به سر کار رفته و شب دیر وقت به خانه بر میگردد

پدرش را مب بیند که هر ماه با کلی قسط و قبض و چک دست و پنجه نرم می کند

پدرش را می بیند که هیچ وقت حقوق اش تا آخر ماه کفاف نمی دهد

و پدرش را می بیند که بعضی مواقع در چشمانش ذل میزند و اشک در چشمانش حلقه می بند

و از گونه اش سرازیز می شود.

او سی سال مدام این ها و خیلی از مسائل دیگر را می بیند

و مدام از پدر و ماردر و گاها اطرافیان خود می شنود

که حتما باید خوب درس بخوانی و به دانشگاه بروی

تاشغل دولتی با حقوق و مزایا داشته باشی و زحمات پدر و ماردت را جبران کنی

و آن بوم نقاشی سفید با سقف آرزوهایی بسیار ناچیز

در حد قبولی دانشگاه و داشتن یک شغل دولتی رنگ آمیزی می شود

و جالب تر این است که نمی توان گفت چه کسی مقصر است خانواده یا خود فرد؟

پاسخ دادن به جواب این سؤال بر عهده خود شما

ولی جواب من : خود فرد است

یک فلش بک می زنم به ابتدای مقاله ؛ ما انسان ها بزرگترین نعمت را داریم

و آن قدرت تفکر و تعقل و تصمیم گیری است

پس ما خودمان مسبب سرنوشتی هستیم که برای خودمان رقم می زنیم

چون که ما می توانیم فکر کنیم و بعد صحیح ترین تصمیم را برای زندگی مان بگیریم

چطور ثروتمند شویم بدون اینکه هر روز سخت کار کنیم ؟

افراد ثروتمند به روش های متفاوتی ثروتمند شده اند

اگر فساد مالی و رانت خواری را به کناری نهیم، معمولا و به شکل قانونی دو شیوه برای ثروتمند شدن وجود دارد.

یکی بهره گرفتن از مزایای آقازادگی و فوت “دلخراش” و “نابهنگام” پدری ثروتمند است

و دیگری داشتن ایده و پشتکار.

اولی که اصلا جاییی برای بحث ندارد

مهمترین روش برای ثروتمند شدن و رسیدن به رفاه مالی

داشتن ایده و آرزو و پشتکار و سخت کوشی است

توجه شما را به داستانی که برگرفته شده از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید از ناپلئون هیل

است جلب می کنم :

“دوست ادیسون!”

ادوین سی بارنز شخصی بود که یک آرزو یا تمایل فکری در سر داشت و آن این بود که او می خواست شریک تجاری ادیسون بزرگ شود.

هنگامی که برای اولین بار این آرزو دز ذهن او جرقه زد در موقعیتی نبود که بر مبنای آن آرزو عمل کند.

دو مشکل اساسی بر سر راه او قرار داشت.

اول این که او اصلا آقای ادیسون را نمی شناخت و فقط آوازه آن را شنیده بود

و دیگری این که او حتی پول کافی برای خرید بلیت خود به سمت نیو جرسی را نداشت.

این مشکلات برای منصرف کردن اکثر مردم از تلاش برای رسیدن به خواسته هایشان کفایت می کند.

اما او یک خواسته و آرزوی معمولی نداشت او به قدری برای رسیدن به هدفش مصمم بود

که نهایتا تصمیم گرفت بجای غصه خوردن و ناکام ماندن

بار و بندیل سفر را ببندد و با یک قطار باری خودش را به نیوجرسی رساند

و در دفتر کار ادیسون حاضر شد

بعد ها ادیسون گفت زمانی که او در مقابلم ایستاد به نظرم یک ولگرد ساده آمد

ولی چیزی در چهره او بود که این احساس را منتقل می کرد

که او مصمم ست چیزی را که برایش آمده بدست آورد

و به همین امر باعث شد فرصتی را که می خواهد در اختیارش بگذارم

بارنز در اولین ملاقاتش با ادیسون فقط از او خواست تا با حقوق اندک برای او کار کند

و بدنبال فرصتی بود تا به آرزوی اصلی خود برسد

و ماه ها از پی هم می گذشت و ظاهرا هیچ فرصتی

برای عملی کردن هدف و آرزوی قلبی بارنز اتفاق نمی افتاد

اما او مرتبا آرزوی خود یعنی شریک تجاری ادیسون شدن را تقویت می کرد

او آمده بو تا با ادیسون کارکند نه برای او

یک روز زمانی که همه از فروش ماشین اداری جدید ادیسون که تازه کامل کرده بود

نا امید شده بودند

و تقریبا همه از جمله خود ادیسون شکست را پذیرفته بودند

بارنز جوان اعلام کرد که می تواند آن را بفروشد

و او آن دستگاه را به طرز موفقیت آمیزی فروخت

و ادیسون قراردادی با او برای فروش دستگاه در سرار کشور منعقد کرد

این شراکت تجاری بارنز را بی نهایت ثروتمند کرد اما او چیزی بی نهایت بزرگتر کسب کرده بود

او حالا شریک تجاری ادیسون بود.

“کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید”

“ناپلئون هیل”

وقتی کسی حقیقتا برای چیزی آماده است ؛ آرزویش را به اجرا می گذارد

فرصت ها همیشه پشت در می مانند و بدون اینکه کسی به آنه اجازه ورود بدهد

به شکل یک مصیبت و یا شکست خود را نشان می دهند و وارد می شوند

شاید به همین خاطر است که اکثر افراد در شناخت فرصت ها نا کام می مانند

شاید بارنز جوان داستان ما این موضوع را در /ان زمان نمی دانست

اما عزم . اراده و پشتکار و پا فشاری اش روی یک خواسته ؛ باعث شد

که همه مخالفت ها را کنار زده و خود را در موقعیتی که در جستجو یش بود قرار دهد

برای ثروتمند شدن کافی است ایده و آرزویی درست در ذهن داشته باشید و

اهداف خود را برای رسیدن به آرزویتان تنظیم کنید و هیچ گاه از تلاش و پشتکار

دست نکشید و هرگز برای خو بهانه تراشی نکنید

برای ثروتمند شدن کافی است کارآفرین باشید تا کارمند یا کارگر

پیشنهاد میکنم حتما مقاله زیر را بخوانید :

“سه راز موفقیت کسب و کار های اینترنتی”

 

موفق و پیروز باشید

دوست دار شما

بهنام ثانی

 

 

 

 

 

 

3 پاسخ
  1. حمیدرضا می گوید

    سلام به شما بهنام عزیز
    خواستم ازت بابت این مقالات زیبایی که مینویسی تشکر کنم.
    قلم جذاب و گیرایی داری.از مطالعه مقالاتت لذت بردم
    امیدوارم همیشه در اوج موفقیت و سلامتی باشی

    پاسخ
    • بهنام ثانی
      بهنام ثانی می گوید

      سلام حمیدرضا عزیز
      خیلی خوشحالم که مطالب را می پسندی
      و از اضهار لطفتت به بنده بسیار سپاسگذارم
      امیدوارم به اهداف برسی و در کسب و کارت موفق باشی

      پاسخ
  2. کسب و کار اینترنتی می گوید

    سلام دوست عزیز
    از مطالعه مقالات سایتت واقعا لذت بردم.حرفات به دل میشینه چون حاصل تجربه و علم توامان شما دوست عزیزه
    بنده هم در زمینه کسب و کار اینترنتی فعالیت میکنم
    امیدوارم همیشه موفق باشی
    حمیدرضا
    میسون دات کام

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *